تهیه و تدارک ارتباطات، فناوری و سیستمهای اطلاعاتی برای پشتیبانی از استراتژیهای رقابتی و بهبود سطح خدمات سازمانها، نیازی بنیادین به شمار میرود. توسعه تجارت الکترونیک به کمک اینترنت و وب جهانگستر، در کنار افزایش مقبولیت و الزامات تنظیم مقررات آن، بنگاههای تجاری متوسط و بزرگ و دولتها را به اعتماد روزافزون به فناوری اطلاعات برای پشتیبانی از عملیات و اداره آنها ترغیب میکند. بنگاههای کوچک و متوسط نیز برای کسب منافع تجاری از وب، پست الکترونیکی و بستههای بهرهوری اداری استفاده میکنند.
سازمانها برای تحویل راهحلهای تجاری با استفاده از سیستمهای فناوری اطلاعات، پروژههایی را بنیانگذاری میکنند. هر پروژه منحصربهفرد است و میتواند با اهداف خاص، تاریخ شروع و پایان معین و مجموعهای منحصربهفرد از فعالیتها، منابع سرمایه، افراد و تجهیزات، ساختار سازمانی مجزا و نیاز به مدیریت مشخص گردد.
پروژهها نیاز به مدیریت دارند؛ چرا که مجموعه اهداف باید با وجود محدودیتهایی چون دامنه، زمان و بودجه محقق شوند. مدیریت پروژه منحصر به محیطهای فناوری اطلاعات نیست و در بخشهای مختلف صنعت، اعم از تجاری، دولتی و حرفهای، عمومیت دارد. در این بخش، مدیریت به دو بخش مدیریت کلی در سطح سرویس و فناوری اطلاعات و مدیریت نرمافزاری تقسیم شده است تا بررسی روشنتر و راحتتری بر روی استانداردهای مدیریتی شکل گیرد.
نیازمندیهای مدیریتی در سطح سازمانهای فناوری اطلاعات
در چند سال اخیر، واژه فناوری اطلاعات بسیار متداول شده و در تمامی کشورهای دنیا، از جمله کشور ما، بر زبان افراد بسیاری جاری گردیده است. علت این امر، قابلیتهای این فناوری عظیم بوده که توانسته است هم بهعنوان ابزار و هم بهعنوان یک تواناساز، در تمامی ارکان زندگی رخ بنماید. لیکن کاربردهای سازمانی فناوری اطلاعات، این مقوله را به یکی از حوزههای نیازمند مدیریت و راهبری در سازمانها تبدیل نموده و باعث شده است حتی در کشورهای توسعهیافته نیز چالش مدیریت فناوری اطلاعات ایجاد گردد.
پیچیدگی، تنوع کاربرد، سطوح کاربری متفاوت، ماهیت متفاوت این فناوری و بسیاری از موارد دیگر، نهتنها ضرورت مدیریت فناوری اطلاعات را نشان میدهد، بلکه جایگاه ویژهای برای این حوزه مدیریتی در تمامی سازمانهای دنیا، اعم از دولتی و خصوصی، صنعتی و غیرصنعتی و انتفاعی و غیرانتفاعی، ایجاد نموده است. در کشورهای توسعهیافته، جایگاه، تشریح وظایف و تخصصها و اصول راهنمای این مدیریت بهسرعت در حال توسعه بوده و موضوعی کاربردی و جذاب برای مدیریت سازمانهای نوین به شمار میرود.
نیازمندیهای مدیریتی در سطح نرمافزار
نیازمندیهای مدیریتی در سطح نرمافزار را شاید بتوان به دو گونه مدیریت پروژه نرمافزار و مدیریت پیکربندی نرمافزار تقسیم نمود. به این ترتیب، راحتتر میتوان استانداردهای این بخش را بررسی نمود. در ادامه، توضیحات بیشتری از هر یک خواهد آمد.
نیاز به مدیریت کارآمد در پروژه نرمافزاری
ما نیاز داریم که همه عناصر درگیر در پروژه، دید واحدی از اهداف، مراحل، سازماندهی و رویههای فنی و مدیریتی پروژه کسب کرده باشند و تلاش همه این عناصر در جهت دستیابی به اهداف پروژه، هماهنگ و همسو با آن باشند. طرح مدیریت پروژه، در واقع طرح جامع یک پروژه است؛ بدین معنی که همه طرحها و استانداردهای پروژه باید در آن مورد اشاره و ارجاع قرار گیرد. این موضوع، ضامن همسویی و هماهنگی در استفاده بهینه از منابع مختلف پروژه میباشد.
نیاز به مدیریت پیکربندی نرمافزار
ما نیاز داریم که فعالیتهای الزامی مدیریت پیکربندی پروژه را تعیین نموده و مسئولیت و چگونگی انجام هر یک را مشخص کنیم. همچنین لازم است که نحوه ثبت، نسخهبرداری و نگهداری سوابق پیکربندی ابزارها و فرآوردههای پروژه مشخص شود.
نیاز به مدیریت در سطح میانافزار
قابلیت مدیریت در وبسرویسها، بهعنوان مجموعهای از قابلیتها برای کشف تواناییها، دسترسپذیری، سلامت، میزان کارآیی، کنترل و پیکربندی وبسرویسها میباشد که در معماری آنها نهفته است. با بزرگتر و حساستر شدن عملیات تجاری، مدیریت و پیادهسازی آن برای موفقیت عملیات تجاری ضروریتر میشود.
سخن آخر
در مجموع، با گسترش روزافزون فناوری اطلاعات و نقش اساسی آن در پشتیبانی از فعالیتهای سازمانی، مدیریت صحیح و نظاممند این فناوری به یکی از نیازهای بنیادین سازمانها تبدیل شده است. وابستگی روزافزون کسبوکارها، دولتها و حتی بنگاههای کوچک و متوسط به اینترنت، تجارت الکترونیک، وب و سیستمهای اطلاعاتی نشان میدهد که استفاده از فناوری اطلاعات، بدون وجود مدیریت مناسب، نمیتواند به شکل مطلوب به اهداف سازمانی منجر شود. در این میان، استفاده از سرور ابری نیز میتواند با فراهم کردن دسترسی انعطافپذیر به منابع و خدمات فناوری اطلاعات، نقش مؤثری در پشتیبانی از نیازهای سازمانها داشته باشد.
از سوی دیگر، اجرای پروژههای فناوری اطلاعات و نرمافزاری، به دلیل برخورداری از اهداف، زمانبندی، منابع، بودجه و فعالیتهای منحصربهفرد، نیازمند برنامهریزی و مدیریت دقیق هستند. مدیریت پروژه نرمافزاری با ایجاد دیدگاه مشترک میان اعضای پروژه، تعیین اهداف، مراحل، مسئولیتها و رویههای فنی و مدیریتی، موجب هماهنگی فعالیتها و استفاده بهینه از منابع میشود. در کنار آن، مدیریت پیکربندی نرمافزار نیز با کنترل نسخهها، ثبت سوابق و ساماندهی فرآوردهها و ابزارهای پروژه، نقش مهمی در حفظ انسجام و کیفیت پروژه ایفا میکند.
همچنین، در سطح میانافزار و وبسرویسها، وجود قابلیتهای مدیریتی برای کنترل دسترسپذیری، سلامت، کارایی، پیکربندی و کشف خدمات، اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هرچه عملیات سازمانها گستردهتر و حساستر شود، نیاز به کنترل و مدیریت این خدمات نیز افزایش مییابد.
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که موفقیت سازمانها در بهرهگیری از فناوری اطلاعات، تنها به تهیه تجهیزات و نرمافزارهای مناسب وابسته نیست، بلکه مستلزم ایجاد یک نظام مدیریتی یکپارچه در سطوح سازمان، پروژه، نرمافزار و میانافزار است. چنین رویکردی میتواند ضمن کاهش هزینهها و ریسکها، کیفیت خدمات را افزایش داده و زمینه دستیابی سازمان به اهداف و مزیت رقابتی پایدار را فراهم کند.